→ همه اخبار

کارآفرینی در روزگار عدم‌قطعیت؛ از تاب‌آوری تا بازآفرینی

امسال، روز جهانی کارآفرینی را در شرایطی متفاوت و شاید یکی از دشوارترین مقاطع برای فعالان اقتصادی و کسب‌وکارهای کشور گرامی می‌داریم؛ سالی که در آن جنگ، تحریم، خودتحریمی، بی‌ثباتی اقتصادی و افزایش عدم‌قطعیت، فضای فعالیت را برای بسیاری از کارآفرینان و مدیران به‌شدت پیچیده کرده است.

در چنین شرایطی، کارآفرینی دیگر صرفاً به معنای راه‌اندازی یک کسب‌وکار، جذب سرمایه یا توسعه بازار نیست؛ کارآفرینی در روزگار بحران، بیش از هر چیز هنر تصمیم‌گیری، تاب‌آوری، بازطراحی و خلق ارزش در شرایطی است که بسیاری از قواعد گذشته دیگر کار نمی‌کنند.
جنگ هزاران تهدید مستقیم و غیرمستقیم برای اقتصاد ایجاد می‌کند؛ از آسیب به زیرساخت‌های حیاتی و زنجیره‌های تأمین گرفته تا اختلال در حمل‌ونقل، انرژی، ارتباطات، تأمین مالی، نیروی انسانی و بازار. اما مسئله تنها خود بحران نیست. بخشی از آسیب‌پذیری ما به ساختارهای مدیریتی بازمی‌گردد.
بروکراسی و دیوان‌سالاری‌های بعضاً ناکارآمد، تصمیم‌گیری‌های کند، مدیریت‌های جزیره‌ای و نبود هماهنگی مؤثر میان دستگاه‌ها و بازیگران اقتصادی، موجب شده است زنجیره‌های تأمین و زنجیره‌های ارزش نیز در بسیاری از حوزه‌ها جزیره‌ای، گسسته و کم‌هم‌افزا عمل کنند.
در شرایط عادی، چنین ناکارآمدی‌هایی هزینه‌زا هستند؛ اما در شرایط بحران، می‌توانند به یک تهدید راهبردی تبدیل شوند.
از «ادامه دادن» تا «دوباره طراحی کردن»
در سالی که گذشت، بخشی از کسب‌وکارهای فناورانه، نه به دلیل ضعف فنی یا فقدان بازار، بلکه به دلایل عمدتاً محیطی، ترجیح دادند فعالیت خود را متوقف یا محدود کنند.
واقعیت این است که ادامه فعالیت بسیاری از مدل‌های کسب‌وکار گذشته در شرایط عدم‌قطعیت بالا، دیگر با منطق اقتصادی پیشین توجیه‌پذیر نیست.
اما این پایان کارآفرینی نیست.
اتفاقاً در چنین شرایطی، یک پرسش مهم‌تر مطرح می‌شود:
آیا باید کسب‌وکارهای گذشته را حفظ کنیم یا باید مدل‌های جدیدی برای اقتصاد جدید طراحی کنیم؟
پاسخ، احتمالاً در دومی است.
اقتصاد بحران، اقتصاد بازطراحی است؛ بازطراحی زنجیره تأمین، مدل درآمدی، فرآیندهای عملیاتی، نظام تصمیم‌گیری، زیرساخت‌های فناوری و حتی تعریف ارزش برای مشتری.
فرصت‌هایی که از دل فناوری‌های نوظهور متولد می‌شوند
در کنار همه تهدیدها، فناوری‌های نوظهور فرصت‌های کم‌نظیری ایجاد کرده‌اند.
سرعت رشد هوش مصنوعی، تحول در ابزارهای داده‌محور، توسعه زیرساخت‌های ابری، بلاکچین، دوقلوهای دیجیتال، اینترنت اشیا و سایر فناوری‌های نوین، امکان‌هایی را ایجاد کرده‌اند که تا چند سال پیش یا وجود نداشتند یا دسترسی به آنها بسیار دشوار و پرهزینه بود.
اما درست در همین نقطه باید یک هشدار جدی داد:
همه‌چیز هوش مصنوعی نیست.
تب هوش مصنوعی و ولع کسب‌وکارها برای استفاده از آن، اگر بدون شناخت مسئله و بدون درک فرآیندهای واقعی کسب‌وکار مدیریت شود، می‌تواند به‌جای خلق ارزش، هزینه و حتی خسارت ایجاد کند.
هوش مصنوعی بدون داده مناسب، بدون فرآیند مناسب و بدون دانش تخصصی حوزه، الزاماً راه‌حل نیست.
از نگاه تحول دیجیتال، فناوری زمانی ارزشمند است که در خدمت مسئله، فرآیند، تصمیم و خلق ارزش قرار گیرد؛ نه اینکه صرفاً به‌عنوان یک فناوری جذاب به سازمان اضافه شود.
هوش مصنوعی؛ از مزیت رقابتی به یک مهارت پایه
به نظر می‌رسد هوش مصنوعی به‌تدریج از یک فناوری متمایزکننده، به یک دانش کاربردی و مهارت پایه تبدیل خواهد شد؛ مشابه مسیری که ابزارهایی مانند Word و Excel طی کردند.
در آینده نزدیک، ناتوانی در استفاده مؤثر از هوش مصنوعی ممکن است برای یک کسب‌وکار، صرفاً به معنای نداشتن یک مزیت رقابتی نباشد؛ بلکه به معنای عقب‌ماندن از حداقل استانداردهای بهره‌وری و رقابت باشد.
اما تفاوت مهمی وجود دارد:
کار با ابزار را نباید با فهم مسئله اشتباه گرفت.
کسی که دانش تخصصی حوزه خود را نمی‌شناسد، حتی با قدرتمندترین ابزار هوش مصنوعی نیز الزاماً تصمیم بهتری نمی‌گیرد.
آینده متعلق به کسانی نیست که فقط «هوش مصنوعی» می‌دانند؛ بلکه متعلق به کسانی است که دانش تخصصی + داده + فناوری + تفکر سیستمی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهند.
فناوری‌ها باید هم‌افزا شوند
تحول واقعی نیز صرفاً با توسعه یک فناوری اتفاق نمی‌افتد.
هوش مصنوعی باید در کنار داده، زیرساخت ابری، اینترنت اشیا، بلاکچین، دوقلوهای دیجیتال، امنیت سایبری و سایر فناوری‌های مکمل رشد کند.
برای مثال، هوش مصنوعی می‌تواند تحلیل و تصمیم‌سازی کند؛ اینترنت اشیا می‌تواند داده واقعی تولید کند؛ دوقلوهای دیجیتال می‌توانند وضعیت یک سیستم را شبیه‌سازی کنند؛ بلاکچین در برخی کاربردها می‌تواند اعتماد، ثبت و قابلیت رهگیری را تقویت کند.
ارزش اصلی زمانی ایجاد می‌شود که این فناوری‌ها در یک معماری منسجم و حول یک مسئله واقعی به یکدیگر متصل شوند.
این همان جایی است که تحول دیجیتال از «خرید فناوری» فاصله می‌گیرد و به «بازطراحی کسب‌وکار» تبدیل می‌شود.
کارآفرینی در ایران؛ بیش از همیشه نیازمند نگاه سیستمی
امروز بیش از هر زمان دیگری به کارآفرینانی نیاز داریم که صرفاً به کسب‌وکار خود نگاه نکنند.
باید زنجیره را دید.
تأمین‌کننده، تولیدکننده، توزیع‌کننده، ارائه‌دهنده خدمت، مشتری، نظام پرداخت، لجستیک، داده، فناوری، تأمین مالی و سیاست‌گذار، اجزای یک اکوسیستم به‌هم‌پیوسته‌اند.
اگر هر بخش برای خود تصمیم بگیرد و دیگری را نبیند، زنجیره ارزش شکل نمی‌گیرد؛ مجموعه‌ای از جزیره‌ها شکل می‌گیرد که انرژی زیادی مصرف می‌کنند اما هم‌افزایی محدودی دارند.
اقتصاد آینده، اقتصاد شبکه‌هاست؛ نه جزیره‌ها.
و در نهایت...
روز جهانی کارآفرینی امسال، شاید بیش از آنکه روز جشن گرفتن موفقیت‌ها باشد، روز قدردانی از کسانی است که در شرایط دشوار همچنان تصمیم می‌گیرند بسازند، یاد بگیرند، تغییر کنند و تسلیم عدم‌قطعیت نشوند.
کارآفرین امروز الزاماً کسی نیست که همه پاسخ‌ها را دارد؛
کارآفرین کسی است که در میان ابهام، مسئله درست را تشخیص می‌دهد، منابع محدود را هوشمندانه به‌کار می‌گیرد، از فناوری به‌عنوان ابزار استفاده می‌کند و برای ساختن آینده‌ای بهتر، حاضر است مدل‌های قدیمی را بازطراحی کند.
در این مسیر، کشور به فناوری بیشتر نیاز دارد؛ اما پیش از آن، به حکمرانی بهتر فناوری، مدیریت یکپارچه‌تر، زنجیره‌های ارزش هم‌افزا، تصمیم‌گیری داده‌محور و کارآفرینانی نیاز دارد که آینده را فقط پیش‌بینی نکنند؛ بلکه آن را بسازند.
روز جهانی کارآفرینی مبارک؛ به همه کسانی که در دشوارترین روزها، همچنان برای ساختن فردای بهتر تلاش می‌کنند.
#روز_جهانی_کارآفرینی #کارآفرینی #تحول_دیجیتال #هوش_مصنوعی #فناوری #نوآوری #بلاکچین #دوقلوی_دیجیتال #اقتصاد_دیجیتال #زنجیره_ارزش #زنجیره_تأمین #تاب_آوری


نظرها

هنوز نظری منتشر نشده؛ اولین نفر باشید.

نظر شما

نظرها پس از تأیید مدیر منتشر می‌شوند. ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود.

۹۲۶۶۴ ↻